خرید بک لینک
رشد در محل سابیدن و اصطکاک انجام می شه ، من از وقتی در اینستا هستم اینرا بیشتر می بینم . اونجا فضا چالشی تره ، می گن دنیا مسابقه همت هاست ، این احساس مسابقه رو اونجا بیشتر می شه دید .حالا دیگه همه چیز پول و موفقیت شده ، گرایش انسان به سمت حقیقت کم شده ، کسی گوشش بدهکار این حرفا نیست مردم می گن حقیقت ها عوض شدن . اون حقایقی که قبلا حقیقت بودن از کوره امتحان سربلند بیرون نیامدن ، دنیا را چرک و خرافه پر کرد . و حقیقت نتونست چالش پول و قدرت رو به خوبی رد بکنه .هر کسی باید برداشت خودشو از رندگی بکنه و بره تو کارش ، جای دس دس کردن و منتظر اییتادن نیست

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: شنبه 12 اسفند 1402 ساعت: 4:24

نزدیک عید نوزوزه ، حالا این ماه ، گردان عربی رمضان هم امده رو عید نوزوز نشسته، اینا هم می خوان برای خودشون رای ریزی کنند . می گن ما که سوارتونیم حالا رسما بیایید گواهی بدهید که بهتون خوش می گذره . اینهمه حقارت را فکرش را نکرده بودم . مردم برای زندگی هم ارزشی قائل نیستند ، اصلا سالهای خوبی برای خرج زندگی نیست .قدیما عید که نزدیک می شد حال و هوای بهتری داشت الان مردم نمی تونن اجیل و شیرینی بخرند فقط باید با روان شناسی عمیق وجودتو از گزند اقتصاد و خشونت و ناملایمات حفظ کرد . که خودشم خالی از لطف نیست . در هر صورت باید دو دستی به زندگی مون بچسبیم و قدرشو بدونیم و هر طور شده ازش لذت ببریم . من در صحبت اینستا گفتم که چک زندگی را برای زمان حال بکش ، از این که هست دیگه سخت ترش نکن . از همین الان برنامه سفر عیدو بریز و لو ساده و معمولی .....

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: شنبه 12 اسفند 1402 ساعت: 4:24

ادریس عزیز همین اسم مهدی صادقی زاده یا تلفن09153320459را بزنی اینستای من میاد بالا ، دقت کنید ممکنه دو پیچ وجود داشته باشه اونی که ویدیو خودمو می ذارم درسته .ممنونادریس جان حتما بیا به دادم برس اونجا پر توهینه ، یکی بهم می گه بزچران یکی می گه خرچران و .....................یک دوستی داشتم که افسردگی شدید داشت و بعد هم خودکشی کرد و رفت که رفتاین دوستم که هم خونه من بود ، اخر شب می گفت ، مهدی خوابی ؟منم می گفتم ، نه هادی جان بیدارمهادی نیاز به حرف زدن داشت، سکوت دیوونش می کرد . دنیا سر دلش گیر کرده بود . هیچ وقت آروم نداشت ، دلش لک زده بود برای زندگی به معنای سادگی و مهر ورزی ولی از خشونتی که دیده بود حالش خوب نبود .برادرای بزرگترکه دعوا می کردن ، خواهر ها که درد می کشیدن و گریه می کردن ، مادر که روز به روز رنجور می شد .... این خاطرات از دلش نمی رفت که نمی رفتبه من می گفت ادما چطور یک کسی یا یک چیزی رو فراموش می کنن ، من که نمی تونم هیچ چیزی را فراموش کنم تا یک لحظه تنها می شم دنیا رو سرم خراب می شهمن بهش می گفتم اگر می خواهی لذت خوابیدن زیر لحاف را فراموش کنی باید یک پتوی گلباف گرم و نرم بخری و زیرش بخوابی ، با سرما خوردن و سگ لرزه زدن شما نمی تونی لحاف را فراموش کنی ، باید گرم بشی باید خوابت ببره باید قبول کنی تو مسئول سرنوشت مادر و پدرت نیستیهادی قبول نمی کرد به من می گفت مهدی زمختمی گفت تو چطور می تونی اینو بگی ، مادرم دنیای منه ، برادرام و خواهرام دنیای منن و خانه ما همیشه شلوغ بود و همیشه ناراحتی و مرافعه داشتبهش می گفتم ، پس دنیای تو دنیای کوچیکیه ، تو وقتی دنیای بزرگی داری که خودت دنیای خودت باشی ، تو اونارو رو دوست نداری و می خوای با کشتن خودت بهشون اعتراض کنی . این کارو

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 13:51

شوخی واقعی این نیست که یک موضوع خنده دار را سوژه کنیمشوخی واقعی اینه که یاد بگیریم به سختیها به مشکلات به بدبختی ها بخندیم .وقتی ما می ریم و زندگی حلقه میندازه دور پامون تا زمین بخوریم و بعد یک نگاهی به زندگی میندازیم و می گیم ، یعنی جریان این شکلیهوقتی می بینیم برای پیدا کردن راهمون باید هزار تا حرف را بشنویم که بعدش شمال و جنوبمان را یادمون می ره و هیچ کس حاضر نیست حرف ما رو بشنوه و یک کلمه یا فقط یک اشاره بگه ها اونری برو دیر یا زود وقتی می رسه که هیچ راهی جز خندیدن به روزگار نداریم

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 13:51

سال چهارصد و دو را باید سال دغدغه های اقتصاد و باران نامیدتقریبا همه جا حرف همینه ، تو بازار رکوده و از طرفی تورم هم هست ، بارونم خیلی کمه و حال مردم خوب نیست ،همه پیش بینی می کنن دوباره افسار تورم بزرگ در بره و همه قیمت ها به اوج برسهاین چه وضع بدیه که مردم دارن ، تمام دلخوشیهاشون مرده ، اونوقت حضرات تو فکر یمن و لبنانن ،ما هیچی به حساب نمیایم ، خانواده ها دارن متلاشی می شن جوونا میل به ازدواج ندارن ، یک تضاد عجیبی رو سر مردم سایه انداخته از یک طرف مسائل اقتصادی داره مثل پتک تو سر مردم می زنه بگونه ای که می شه گفت مهار فرهنگی ممکن نیست و دارن از طریق اقتصاد مردمو مهار می کنن . شکم گشنه توان فکر کردن به هیچ چیزی را نداره ولی خودش هم یک معظل شده دوستان و اطرافیان همه چیزشون به مویی بند شده ، فقط یک پیامک بانکی و اداری می تونه روز هر کسی رو خراب کنه. دیگه نمی شه با کسی به تفاهم رسید . باید سر جات بشینی مثل بچه ادمی که باباهمون می گفتن ، همیشه حالم از این گونه بچه ادم به هم می خورد و حالا همه داستان همینهنیاز شدید به دنیای درون پیدا شده و قدرت استقامت فردی که می خواد دنیاشو بسازه و این اصلا کار اسونی نیست

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت: 13:51

بلاگفای نازنین ، حالت چطوره ، دوست قدیمی من .من و تو از نسل کهنه ها هستیم ، حالا دنیا خیلی فرق کرده ، من خیلی مقاومت کردم که پیش تو بمونم ، هیجده سال تنها دلخوشیم تو بودی و تا همیشه هم خواهی بود . ولی وقتی رفتم اینستا دیدم اونجا فضای حرف زدنه ، منم که خودت بهتر می دونی دل پر دردی دارم گاهی فقط حرف زدن ، داد زدن آرومت می کنه ، دنیای من و تو دنیای سایه هاست ، من در این دنیا حال می کنم و در اون دنیا قال تو حقیقت منو می شناسی ، بهتر از خودم با درونم اشنا هستی . مهم دیده شدن نیست ، ولی مهمه که مفید واقع بشیم ، همه چیز حقیقت و ذات ما نیست ، ما گاهی می ریم جنگ خیلی ها دارن چرت و پرت می گن ، باید تو هم حرف خودتو بزنی ، شاید تترتیب اثری داده بشه .اینکه منو تو با هم خلوت کنیم دل بدیم و قلوه بگیریم ، فوق العادست ولی خلاصه ما با هم نیزه هامون را تیز می کنیم و می ریم به شکار خرافه و جهل من دوست دارم رفیق قدیمی ، عاشقتم من و تو هزار حرف با هم زدیم و هزاران حرف ناگفته هنوز مونده

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:32

کریسمس مبارک آیا انسان از چاهی به چاهی دیگر افتاده است .تکنولوژی ایدئولوژی را پس زده است ، قرون وسطی تمام شده ولی به نظر می رسد سبعیت انسان تمام نشده . حالا کریسمس ها برف نداریم ، سرما نداریم ، یخبندان نداریم و اینها همه بخاطر توحش ما انسانهاست ، دیگر باید بطور کامل از انسان نا امید شد ، انسان حیوانییت با ذاتی وحشی و غیر قابل مهار .حیوانها خلاصه از مرگ می ترسند و به اندازه نیاز شکار می کنن و قانون حفظ قوی تر و دویدن بیشتر و هر وظیفه ای که طبیعت در انها قرار داده در هر حالی در حال انجام است .ولی این حیوان دوپای صاحب ادعا نه از مرگ می ترسد و نه از کشتن ، انسان وحشی تر از انست که اهلی و رام شود . گروهی فقط حرف می زنن و باز حرف و حال آدم از این همه حرف به هم می خورد .دیگر ابرها سایه ندارند ، شیب زمین را با ایجاد سدها بی معنی کرده اند ، دریاچه ها خشک شده اند ، رودخانه ها نمی توانند سیر طبیعی خود را داشته باشند .کشاورزی نامتوارن نظم زمین را به هم ریخته ، برداشت بی رویه اب نشست زمین را به همراه داشته ، سموم زیادی که توسط مافیا به بازار عرضه شده تمام مواد غذایی را ناسالم کرده و همه مریض شده اند حیوانهای زیادی منقرض شده اند یا در حالتی مصنوعی ادامه حیات می دهند ، حیات وحش به باغ وحش تبدیل شدهو انسان لجوج ، بی شعور همچنان می تازد و راهی برای توقف وجود ندارد ، تازه چین وحشی از خواب بیدار شده و از هیچ توحشی فروگذار نیست ، پوتین کثافت حالا می خواهد به رمان بر باد رفته ماگارت میچل جان دوباره بدهد . دنیا یک جنگل مولاست ، انسان با توحشی سیری ناپذیر دارد انسان را از بین می برد و تمام طبیعت و جانوران را هیچ کس نیست ، هیچ کس ، همه چیز به پول خنم می شود و وقتی اینرا می گویی می گویند

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 0:19

حالا بیش از هر زمانی عاشق تنهایی هستم .با خودم حرف بزنم ، قدم بزنم و اتفاقات را رهبری نکنم.خوشی رسیدن نیست ، موفقیت نیست ، رابطه نیست ، خوشی هنر دل کندن است بعد از سالها کلنجار رفتن تنهایی صحبت کردن با دهن بسته است ، نگاه کردن با چشمانی بسته و عادت کردن به انچه یک روز گرفتارش خواهیم شد .اگر یاد نگیرم که تنهایی زیبایی داشته باشم ، قدر مسلم باید بدانم وابستگی اصلا زیبا و رمانتیک نیست . پرخاشگر نیستم ولی غرورم را دوست دارم حتی اگر یک مجسمه مغرور باشم . من اینطوری دنیا را زیبا یا زیبایی دنیا را می بینم .یلداتون مبارک من بلند ترین شب سال را به تنهایی سر می کنم و هیچی برام اینقدر زیبا نیست

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:51

ما در چه زمانی زندگی می کنیم ؟اگر در یک کلمه بگویم جواب این است ما در دوره دیالکتیک یا عصر گفتگو هستیم.اگر از دیالکتیک سقراط و ارسطو و کانت و هگل بگذریم باید گفت انسان امروزی صاحب اندیشه و تفکری است که او را مایل به گفتگو می کند ، و این برگ برنده هر فرد یا هر ملتی هست در تعاملات فردی یا در تعاملات جهانی نیازی به بمب اتم و هزینه های سرسام اور جنگ و تسلیحات و ارتش های بزرگ و عملیات برون مرزی یا سرکوب های اجتماعی نداریم اگر اهل گفتگو و قلم باشیم .اگر حرف درستی بزنیم ، امروز دنیا به ما گوش خواهد کرد چون دیگر دنیا صاحبانی به نام دولتها ندارد بلکه دنیا صاحبانی دارد به نام تک تک انسانها .ما در عصر دیالکتیک هستیم و برای رسیدن به این دوره راههای زیادی رفته ایم ، بهای گزافی پرداخته ایم و بزرگانی که خون دلها خورده اند ، زندان رفته اند ، شکنجه شده اند و یا به طرز فجیعی کشته شده اند آیا اهل گفتگو هستیم ، آیا آنقدر انسان هستیم که اجازه بدهیم پته مون را بریزند روی آب ، آیا تشنه قدرتیم ، آیا می خواهیم همچنان آب گل الود بماند ، آیا همچنان به مستمعین نادان نیاز داریم که فریبشان بدهیم .... پس چرا از قدرت گفتگو استفاده نمی کنیم!!!

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:51

موفقیت خوب است ولی اونقدر عددی نیست که ما براش دائم در نگرانی و دلواپسی باشیم . معمولا انقدر که فکر می کنیم موفقیت در زندگی ما نقش بازی نمی کند . همیشه باز قدم بعدی هست و بازی ادامه دارد مهم ان است که ما تو بازی باشیم ، بازی خودمان را بکنیم و از بازی لذت ببریم آنقدر مشغول بازی باشیم که اصلا نفهمیم کی موفق شدیم و چه وقت باختیم . نیازمند موفق شدن نباشیم چون این نیز یک جور گدایی است از خودمان و از کائنات ، فقط خوب باشیم و هدفمند و مغرور و به خودمان احترام بگذاریم ، گور بابای موفقیت ، خیلی وقتا موفقیت یک آرزوی آزار دهنده است خیلی وقتا ما برای رسیدن بهش کارایی می کنیم که میل دلمان نیست ، اگر قرار باشد موفقبت ما را خوشحال کند ، ناموفق بودن هم طبیعتا ما را ناراحت می کند ، و ابن معامله خوبی نیست ، ما باید چندین برابر خوشحالبمون ناراحت باشیم .پس به موفقبت فکر نکن ، فقط مطابق میل خودت رندگی کن و از هر چی هیتی لذت ببر ممکن است الان خیلی چیزا باشی ممکن است همین الان کلی موفقیتها داشته باشی ، خودتو دست کم نگیر سنگ کم در ترازوی خودت نذار ، بعد از اون موفقبت هم اگر دست از این گونه فکر کردن برنداری بازم همبن آش است و همین کاسه . خودتو در آینه ببین ، چطور می تونی خوشگل تر باشی ، چطور می تونی شادتر باشی ، چطور می تونی ادامه بدی ، همه اینها فکر و تمرکز خودته ، اینها را به شی یا فرد خارجی نسبت نده ، ماشین بهتر نمی تونه آجیل مسکل گشا باشه اون فقط یک عقده است ، تقی و نقی و صغری و کبرا نمی تونن تو را کامل کنن این فقط یک افسانه است ، هیچ کس نیمه گمشده دیگری نیست . تو فقط بازی کن ، به خودت وفادار باش ، هیچ کس با رفاه و امکانات مخاالف نیست ، ولی زندگی هر طور باشه یعنی رفاه یعنی امکانات ، یعنی مو

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:51

مسافرت آمدیم تهران بین راه یک شب رفتیم شاهرود ، یکی از دوستان گفته بود سر راه برم پیشش اول فکر می کردم شاهرود که جایی نداره ولی واقعا وقتی باهاش رفتیم بسطام و چند جای دیگه و دست آخر که رفتیم پیتزای آفروید ، نظرم در مورد شاهرود عوض شد .راستش آخر شب در خونه ای که در اختیار ما گذاشته بودن بالای شومینه یک مقدار تریاک بود و یک سیم آماده و من برای اولین مرتبه تو عمرم ، سه چهار کام تریاک کشیدم . شاهرود با کله داغ زیباتر هم شد .دیشب تهران رفتیم دربند ، من اصلا فکرشم نمی کردم تله سی اینقدر وحشتناک باشه ، وقتی سوار شدم فقط دیدم رو هوام و یک نیمکت زیر پامه امروزم رفتیم توچال و شبم رفتیم پاساژ علاء الدینو فیلم لیلا و براداران را با هم نگاه کردیمبرای همه مسافران شادی و سلامتی و برای همه ضمن عرض تبریک سال نو افتخار ، ارادی، میهن ، اقتصاد ، رفاه ، تفریح ، سلامتی ارزومندم

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 9 فروردين 1402 ساعت: 16:35

صفحه بندی